وقتی گوگل وبلاگم رو پشم حساب کرد

امروز تصمیم گرفتم یه نگاه اجمالی به آمار وبلاگم بندازم، بعد متوجه شدم تصمیم درستی نگرفتم. الان که دستم از همه جا کوتاه شده زیر لب دعایی زمزمه می کنم:
خدایا این ملت پشمالو را از ما نگیر.
اگر فکر می کنید از این هم میتونید بازی بسازید که بسم ا… البته دوستان اینقدر وبلاگ های پرباری دارند که فکر نکنم عکس صفحه آمارشون اینجا جا بشه. به این ترتیب بود که بازی در نطفه خفه شد. “من یقرا فاتحه والصلوات”

پیشاپیش از الفاظ دشمن شکنی که ملت شهید پرور ایران اسلامی برای دستیابی به اهداف والای انقلابی خود استفاده کرده اند عذر می خواهم.

دوستان عزیزی که در این بازی خودی نشان دادند: + + +

61 دیدگاه

  1. masood hedayati گفت،

    فوریه 21, 2009 در 4:03 ب.ظ

    خوبی دادا علی ، اره عکس رو خودم انداختم، مردم فکر کنم به واجبین این چیزها علاقه پیدا کردن ، منم تو این بازی شرکت می کنم
    —-
    چاکرخواتم مسعود جون. کاش یه وقتی میرفتی که از صفش هم عکس میگرفتی.
    ببینم واجبین مصدر واجبیه؟:دی
    بازی ما از تو، اسباب بازی تو از ما.

  2. فوریه 21, 2009 در 4:19 ب.ظ

    من پشت سیستم فکر کنم انقدر خندیدم، سکته رو زدم :D
    من بخندم بعد دوباره کامنت میذارم……
    —-
    اون یکی رو دیدی؟ ننه… :دی

  3. فوریه 21, 2009 در 4:23 ب.ظ

    اووووون پشم سوخته من و کشته …
    من دارم از خنده ضعف میرم …
    دوباره میام …
    —-
    تصمیم دارم اون پست خودآموز استعمال واجبی رو پاک کنم، هرچی میکشم از اونه.

  4. فوریه 21, 2009 در 4:29 ب.ظ

    اشکم در اومده …. ” علت سرعت زیاد …”
    —-
    منم اشکم در اومد وقتی دیدم چه چیزایی بهم لینک میشه…

  5. فوریه 21, 2009 در 4:33 ب.ظ

    علی خدا بگم چیکارت کنه … از روی صندلی افتادم :D

    عمو جون نوکرتم به خودت مسلط باش، یه نفس عمیق بکش، الان میگم الی یه لیوان آب انار بیاره برات. مثل اینکه باز رفته اتو بزنه نیست دختره بوت پوش :دی

  6. فوریه 21, 2009 در 5:12 ب.ظ

    آقاجان این «زنمو شب عروسی جر دادم» آخرتِ غیژ بود! ما هم مث تو رنج‌کشیده‌ییم علی‌جون، ما هم مث تو رنج‌کشیده‌ییم… درهمین ارتباط به‌زودی پستی درباره‌ی اراجیفی که گوگول به‌ما نسبت می‌ده مرقوم می‌نماییم. فعلاً این پستِ جدیدِ ما رو داشته باش که عکسای کودکی‌مونو هوا نموده‌ییم تا بعد (فقط به‌خاطر تو!)
    —–
    آخ جون اومدم…
    خاطرتو خیلی میخوام

  7. فوریه 21, 2009 در 5:14 ب.ظ

    راستی علی، آموزشیت تموم شده یا مونده؟ اگه تموم شده یه ایرانسلی با خودت ببر که بتونی یه کوچولو هم که شده آپ کنی. راستی فیس‌بوک هم راهِ خیلی خوبی‌یه برای حفظِ ارتباط، تلفن ما هم که حیّ و حاضر در خدمتته هروقت اراده کردی بگو تا جان‌فشانی کنیم دادا.
    —-
    تموم شده داشی، حالا باید ببینم این خراب شده فرمانده ش کیه و چقدر سر موبایل گیره، اگه راه بده چشم حتما، من که از خدامه باهات لینک باشم جیگر.

  8. bahareman گفت،

    فوریه 21, 2009 در 5:32 ب.ظ

    خدا نکشدت مردم از خنده،یه موقعهایی ببخشین به قول آرش این گوگل حرومزاده یه فضاحتهایی رو توی تاپ سرچ نشون می ده که آدم احساس می کنه چه وبلاگ مورد داری داشته و خودش خبر نداشته متوهم می شه!!!!!!!خیلی خندیدم با حال بود:)
    —-
    دیر اومدی عمو از دست رفت. کجا رفته بودی؟ راستشو بگو کاریت ندارم!
    دلم میخواد تو هم تو بازی شرکت کنی :دی
    یه کم خجالت واسه رشد ابرو مفیده الی جون.

  9. ايليا گفت،

    فوریه 21, 2009 در 7:19 ب.ظ

    خدا ذليل كنه اين ملت هميشه در صحنه و انقلابي ايراني رو !
    به خدا اين چيزا فقط از ما ايراني ها بر مياد
    واي خدا مردم از خنده !!‌ :) ))))))))
    —–
    خدا ذلیل کنه باعث و بانیشو، ملت که گناهی ندارن.
    فقط ایرانیه که تا جد و آباد یه چیزی رو از زیر خاک نکشه بیرون دست رو دست نمیذاره.
    خنده عالی ملیح.

  10. سروش گفت،

    فوریه 21, 2009 در 9:04 ب.ظ

    :-) دمت گرم. جالبناک بود
    —-
    بازدم عالی بهمن دودول آلود سید جون.

  11. naznazi گفت،

    فوریه 22, 2009 در 7:52 ق.ظ

    اسمايل قهقهه و ريسه رفتن… خودت فكر كن ببين چرا اينجوريه… فكر كنم به خاطر كامنتايي كه مي ذاري…
    ——
    مهم اینه که یه لبخندی به لب دوستان میاریم، بقیه زودگذره خانم همیشه شاکی از کامنت.

  12. bahareman گفت،

    فوریه 22, 2009 در 9:29 ق.ظ

    حتما!!
    —-
    استحماما!!

  13. masood hedayati گفت،

    فوریه 22, 2009 در 9:40 ق.ظ

    از صفش هم عکس می اندازم دادش
    —-
    عکس عالی پرتره.

  14. Armaghan jououn گفت،

    فوریه 22, 2009 در 4:07 ب.ظ

    Baz to khobe gogel weblogeto pashm hesab nakard nazi khode mano hichi hesab nakard hata pashmesh
    —-
    - حساب کرده
    - خوب حتما نداره
    - نازنازی کلا همین طوریه، شاکیه :دی

  15. وحیده گفت،

    فوریه 23, 2009 در 7:34 ق.ظ

    سلام…
    صدای دادِ منو تو هم شنیدی؟

    هوخشترق :دی
    میگم خوب شد اونجا جوش زد تونستی عکسشو بذاری

  16. bahareman گفت،

    فوریه 23, 2009 در 8:15 ق.ظ

    همچنان هر هر می کنیم!!!!
    اون قسمت پشم سوخته جداآخرش بود….!!!
    —-
    چه عجب از غم رها شدی الی جون.
    هر هر عالی هردم.

  17. bahareman گفت،

    فوریه 23, 2009 در 9:57 ق.ظ

    قربونت:)حرف نداشت،طنز عالی مضاعف!!!!!
    —-
    ناقابل.
    ابرو عالی پیوسته.

  18. فوریه 24, 2009 در 9:30 ب.ظ

    وبلاگت سیدی شده دادا … کلی صفا نمودیم
    —–
    غرض فرار از یکنواختی بود و بس…
    صفای عالی مبسوط.

  19. فوریه 24, 2009 در 10:57 ب.ظ

    تکبیر دشمن‌شکن برای این وبلاگ‌نویس غیور!
    صلواتِ محمّدی‌پسند برای این وبلاگِ زیبا!
    علی‌جون وبلاگت خوش‌تیپ که هیچ، خوشگِل هم شده؛ حلال‌زاده‌اس دیگه به صاحابش رفته…
    —-
    خونی که در رگ ماست، به رنگ لونه ماست.
    چشمای پلنگیت پر خیر و برکت باد ای جان.
    ژنتیک عالی دی ان ای نما.

  20. فوریه 25, 2009 در 1:09 ب.ظ

    :) ))
    —-
    به به چه عجب از این طرفا، راه گم کردید، خیلی خوش اومدی. باز هم بنده نوازی بفرمایید.

  21. فوریه 26, 2009 در 2:52 ق.ظ

    [...] این پستِ علی‌جون رو هم بخونین (کلیک) تا دود از ملاج‌تون بلند شِه! اولش خنده‌دار به‌نظر [...]

  22. paeiz bargrizan گفت،

    فوریه 26, 2009 در 8:49 ق.ظ

    salam man baraye dafeye avale inja miyam
    adresset to webloge palangi bood..
    rastesh az in hame esme khoshgel 2ta shakhe khoshgeltar ru saram dar umad!!!!!
    —-
    زیاد خوش اومدی آزاده جان، به خود میبالیم که در لونه آرش جون اسمی از ما برده شده است.
    شاخ عالی زنجبیلی.

  23. مانیا گفت،

    فوریه 26, 2009 در 9:16 ق.ظ

    سلام علی جان اینایی که گفتی(روم به دیوار) برای دستیابی به وبلاگ منم مورد استفاده قرار گرفتن!عجیبه شاید مشکلی پیش اومده.
    —–
    زیاد هم عجیب نیست، نشون میده دشمنان اسلام از هر حربه ای برای ضربه زدن استفاده می کنند، گوگل هم از ایادی(املا چک شود) کفر به حساب میاد مانیا جان.

  24. bahareman گفت،

    فوریه 28, 2009 در 9:34 ق.ظ

    قالب نو مبارک علی آقای عزیز، متنوع گردیدیم!!
    رنگ سال هم هست خوبه:)
    کامنتهای عالی مستحکم و مستمر،سبز عالی کله غازی!!!
    —-
    ممنون الهام خانم شفیق.
    مزاج عالی متلون.
    در نبود ما خوش باشی.
    خیار عالی چنبر.

  25. فوریه 28, 2009 در 11:07 ب.ظ

    یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست
    —-
    ادبیات عالی محزون.
    ممنون که از این طرفا دوست عزیز.

  26. naznazi گفت،

    مارس 1, 2009 در 8:18 ق.ظ

    سلام،
    قالب نو مبارك…
    من معذرت مي خوام،‌اول
    دوم نمي دونستم كامنت شما و و… اسپم شده، كه درستش كردم..
    دستم به جاي ديگه اي بند نبود جز وبلاگ عمو هوشنگ سوم…
    از بابت همه چيز بازم عذر خواهي چهارم…
    جنبه شوخي دارم اما فقط با خودم، نه اينكه به دوستم اونجوري بگي پنجم…
    فعلا خداحافظ…
    —–
    سلام از ما
    ایشاا… واسه قالب شما جبران کنیم.
    عذرخواهی لازم نبود و نیست.
    فکر نکنم دوستت ناراحت شده بود، به هر حال گذشته ها گذشته، همین دوستی ها باقی میمونه (رجوع کنید به دوستی شما با دوستتون)
    جنبه عالی جالب.
    سال خوبی داشته باشید.

  27. paeiz bargrizan گفت،

    مارس 1, 2009 در 9:30 ق.ظ

    man goftam esmam azadast?!
    —-
    مگه من گفتم هست؟ فقط با اول نیک نیمی که برای آی دی (آزاده ولی اسیر) و (آزی بلاگ اسکای) انتخاب کردید شما را خطاب کردم، اگه کوتاهی صورت گرفته عذر میخوام.
    تذکر عالی معجول.

  28. bahareman گفت،

    مارس 1, 2009 در 10:24 ق.ظ

    نیومدی پیش ما…؟!! پست جدید گذاشتم بالاخره!!
    —-
    الساعه شرفیاب می شویم. پاسداریم و معذور.

  29. masood hedayati گفت،

    مارس 1, 2009 در 6:42 ب.ظ

    خوبی علی خوش می گذره خدمت ؟ قالب نو هم مبارک داش علی ما اومدیم شرکت کنیم انقده زشت بود رومون نشد به خدا
    —–
    فدات داش مسعود، خدا رو شکر بد نیستم. انشاا… واسه قالب شما. خوب کاری کردی، فکر کنم همین اراجیف سرچ شده ای که من گذاشتم به اندازه کافی گویای همه چی هست، هر روز هم آپدیت میشن، دیگه خودمم روم نمیشه برم نگاشون کنم.

  30. paeiz bargrizan گفت،

    مارس 2, 2009 در 8:31 ق.ظ

    ey baba che zod be del migiri ..
    mamnon ke sar zadi
    —–
    دلم کوچیکه از بس.
    ادای دین بود.
    وبلاگ عالی بلاگرول.

  31. bahareman گفت،

    مارس 2, 2009 در 9:46 ق.ظ

    کامنت (صحنه!) را دیدم! دم عالی غیژ!!
    —-
    باز دمتو!

  32. مارس 2, 2009 در 9:42 ب.ظ

    سلاملکم
    ما که اینجا میومدیم که، فقط نمیکامنتیدیم :)

    الک سلام
    شما همیشه لطف داشتید، اینبار لطفتون مضاعف شد و حالا سوبله دارید لطف میفرمائید. راجع به بازی هم که دیگه هر چی لطف بود رو با هم پیوند دادید.
    لطف عالی مستردد.

  33. مارس 2, 2009 در 9:55 ب.ظ

    [...] چرکنوشت بازی به راه انداخته و از دوستان خواسته که آمار بلاگشان را رو کنند.این شما و این آمار وبلاگ شین: [...]

  34. مارس 2, 2009 در 9:55 ب.ظ

    داشتیم رد میشدیم، دیدیم چراغش روشن بود، خواستیم سلامی عرض کنیم دادا
    خسته نباشی ;)
    —–
    فدای مرامت هوشنگ خان.
    سلام از ماست با مرام.
    خسته واسه یه ثانیشه، این متهما چقدر بد بدرقه شدن عمو؟!

  35. سیروس گفت،

    مارس 3, 2009 در 12:42 ق.ظ

    پسر اینا چی بود جر دادن و پشم نمی دونم کجا واجبی … مگه چی نوشتی تو این وبلاگت اینجوری ملت رو کشوندی اینجا اعتراف کن :)
    جدا که بامزه بود:)
    —-
    به جون سیروس فقط یه مطلب علمی در باره استعمال این ماده مفید بود، کف دستمو که بو نکرده بودم ملت اینطوری استقبال میکنن و گوگل اینطوری آبرو ریزی.

  36. مارس 3, 2009 در 3:51 ب.ظ

    کوشی موشی؟ هیچ اثری از آثارت مشاهده نمی‌شه
    + پست جدید لطفن.
    —-
    سلام دادا، گیر افتادم تو این خراب شده، شبا هم نمیذارن بیام خونه، متهم بازی میکنیم تو دادگاه و دادسرا. همین که برسم کامنت جواب بدم خیلی هنر کردم، وقت واسه آپ ندارم آرش جون، شما جور مارو بکش دادا.

  37. مارس 3, 2009 در 5:04 ب.ظ

    [...] دوست عزیزم علی جان ( چرکنوشت) یه بازی به راه انداخته و منم دعوت کرده، بیشتر سرچ ها به وبلاگ [...]

  38. مارس 4, 2009 در 11:10 ب.ظ

    ماشه ماشه. تو فقط باش، دیگه خیالی نیس داداشی.
    —–
    زیر سایتیم آرش جون

  39. مارس 6, 2009 در 5:43 ب.ظ

    چرک نوشت جان با اجازه شما را لینکیدم
    مشترک فید شما هم شدم
    از این بابت بسی خرسندیم
    —-
    یاسر خان بنده نوازی کردی.
    فیدمان ناقابل، تقابل به مثل شد.

  40. مارس 7, 2009 در 10:11 ب.ظ

    علی‌جون یه رفیقی داریم به‌اسم نوید که یه وبلاگی داره به‌اسم «کندو» و به‌همین مناسبت بهش می‌گیم «زنبورک نیشابوری». این برادر با خوندنِ کامنت‌های شما، شیفته‌ی فضایل و کمالاتتون شده و در وبلاگ ما نسبت به‌شخصیت بلیغ و سخنان فصیح شما ابراز ارادت و خاکساری نموده. گفتیم از فرصت استفاده کنیم و ضمن آگاه ساختن شما، زمینه‌ی آشنایی‌تون با همدیگه رو فراهم نموده و ثوابی نماییم باشد که توشه‌یی شود برای باقیات و صالحات آخرت ازدست‌رفته‌مان. اینم نشونی کندوی ایشون:
    http://livebee.wordpress.com/
    —-
    البته ما نسبت به محسنات عطارشون به اجماع رسیده بودیم. حال چه خوش است بر کندو ایشان نیز طرفی ببندیم و از احوال این برادر پیشنهادی کمابیش حصول اطلاع یابیم. باشد که خدای عزوجل از حوریان بهشتی در دنیا در حد غایت گروپ نصیب حضرت پلنگ (زیدعزه) بگرداند.

  41. bahareman گفت،

    مارس 9, 2009 در 11:11 ق.ظ

    علی جون بیا پست جدید بذار بابا جان!!
    —-
    الی جون وقت نمیشه. همش تو اون خراب شدم. مرسی که سر میزنی

  42. مانیا گفت،

    مارس 10, 2009 در 4:27 ب.ظ

    سام بیلیک
    پس چرک نویس تویی!
    اسمتو زیارت میکردیم اما خودتو وبلاگتو نه!فرصتی دست داد که بیام اینورا…مطالبت با حالن…
    حالا زود باش شرط ادبو به جا بیار بیا عرض ادب کن و گرنه میام اینجا رو رو سرت خراب میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    (اینم یه مدلشه دیگه!)
    ——
    سلام برفی
    زیارتت قبول. باحالی از خودته.
    خرابتیم.

  43. مانیا گفت،

    مارس 11, 2009 در 9:42 ق.ظ

    البته قبلا” هم اینجا کامنت نهاده ام!
    —–
    بله قبلا مستفیذمون کردی، شرمنده ام که نتونستم بهت سر بزنم و از زیر دینت در بیام!

  44. elham گفت،

    مارس 11, 2009 در 8:35 ب.ظ

    آخی نازی،راست می گی.انشالله سلامت باشی و دلت همیشه خوش باشه،به یادتیم داداچ!!!!!!!! هر وقت عشقته بیا جدید بذار، من بهتون همیشه سر می زنم علی جون.قربون شما:)
    —–
    میگن الان جیگرتو!

  45. paeiz bargrizan گفت،

    مارس 12, 2009 در 11:47 ق.ظ

    ey baba to ham ke mese khodam tanbal tashrif dari…
    —-
    وقت تنگ است، تقصیر را به گشادی نیندازید.

  46. مارس 13, 2009 در 11:28 ب.ظ

    داشتیم از این‌طرفا رد می‌شدیم گفتیم عرض ادبی بکنیم.
    —-
    تقصیر خدمت داریم دادا، به جبروت خودت عذرمو بپذیر.

  47. هه ژار معروفی گفت،

    مارس 14, 2009 در 9:26 ب.ظ

    از سایتی که مارو فیلتر کرده و حتی دوست نداره مرورگرشو دانلود کنی چه انتظاری داری عزیز . اصلا به گوگل چه ربطی داره که کاسه داغتر از آش شده ؟ اگه من تروریست بودم اول ساختمون این بی … رو منفجر می کردم . من که وبلاگ جدیدم رو 3 روزه راه انداختم و هنوز مطلب خاصی ننوشتم بازم از الفاظ جالب تو این قسمت وبلاگم کلی پیدا کردم .
    در هر صورت هم خنده داشت برای دوستان و هم نگرانی واسه من که چرا سیستم های پیشرفته واسه افغانستان هست ولی ما فقط میتونیم با پرا… ی فقط دانلود کنیم اونم با سرعت مورچه .
    من نمیدونم چرا اصلا نخندیدم . چرا پس .
    بازم به سعادتت که حساب شدی . راستی دفعه اوله که میام خونت . امیدوارم واسه اینکه عقده زد گوگلیم رو اینجا ریختم بیرون ناراحت نشی .
    بازم خوب بنویس تا ما هم خوب بخونیم .
    بای
    ——
    توپ عالی سرپر.
    خوش اومدی دفعه اولی.
    عقده عالی پاپیونی.

  48. مارس 15, 2009 در 12:04 ب.ظ

    ای خسته … ای سر پست … ای عزیز
    عیدت مبارکـــــــــــــــه
    —–
    عمو جون چروکیدنم!
    خیلی میخوامت.
    راستی این چند روز همش یادت میکنم، میگم خوش به حال هوشنگ همه جا واسه عاطفه جشن گرفتن :دی
    ما که امسال عید نداریم ولی واسه شما خوش بگذره.

  49. masood hedayati گفت،

    مارس 15, 2009 در 11:04 ب.ظ

    عید علی خان مبارک نیستی داداش بی وفا شدی به همه سر می زنی به ما نمی زنی
    ——-
    عید مسعود جون هم مبارک.
    دنیا باهام بی وفا شده داداش، وقت نذاشته واسه اون وبلاگ خوش مگابایتیت تا بازش کنه. شرمندم کردی مسعود جون.

  50. elham گفت،

    مارس 16, 2009 در 11:51 ق.ظ

    علی جون کامنتت توی پست آخر آرش خیلی باحال بود!!! کلی خندیدیم!!! پس بگو تو برای چی قاطی این برو بچ توی مهمونی بودی!!!!!!!!!!
    ——
    من اونجا نبــــــــــــــــــــــــودم.

  51. شاهین گفت،

    مارس 17, 2009 در 3:11 ق.ظ

    سلام
    آقا ما دیر رسیدیم ولی کلی خندیدیم دمت گرم… :)
    عیدت مبارک
    —–
    سلام
    رسیدن بخیر. خوش اومدی. قربون بازدمت.
    عید شما هم مبارک شاهین خان.

  52. مارس 17, 2009 در 9:54 ق.ظ

    ایول … کلی لذت بردیم …
    به جان خودم 85 خیلی زیاده، کمردرد میگیره :D
    دمت گرم علی جان
    —-
    به نظر من سایز جوون پسندیه عمو جون. البته سلیقه ها متفاوته. یه کم باید باهاش کلنجار بری تا قلقش بیاد دستت.
    جیگرتو
    عیدتم مبارک.

  53. مارس 19, 2009 در 12:52 ب.ظ

    و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی، بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان می‌دهد تا با لاله‌ی خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمن‌ها و دشت و دمن طوفان برپا کنند.

    ذهنتان زیبا٬ دلتان خوش٬ لبتان خندان

    نوروز مبارک
    —–
    گوش عشاق از این حرفا پره یاسر جون.
    خوش تیپ باشی.
    عیدت خیلی مبارک.

  54. نازنای گفت،

    مارس 20, 2009 در 1:24 ب.ظ

    سلام، عیدت مبارک علی آقا
    امیدوارم اگه بدی خوبی اینا حلال کنید ما رو…
    ایشالا سال 88 سالی پر از شادی و لبخند و دس دس باشه براتون و توی کامنت گذاری هم یه تحولی در شما ایجاد بشه… ممنون
    —–
    سلام، سال نوی شما هم مبارک
    اختیار دارید ما که از شما جز خوبی ندیدیم.
    واسه شما هم سال خوبی باشه و به همه آرزوهات برسی.

  55. paeiz bargrizan گفت،

    مارس 21, 2009 در 9:55 ق.ظ

    می‌دونم اگه بگم سال نو مبارک حالت از شنیدن این جمله کلیشه ای بهم می خوره.

    پس سال نو مبارک

  56. سروش گفت،

    مارس 23, 2009 در 4:18 ب.ظ

    بابا کجایی؟ رفتی شهرستان؟ :-)
    ما تا کی باید بیایم تو وبلاگت و خبر پشم حساب شدن وبلاگت توسط گوگل رو اون بالا بخونیم
    —-
    سید جون سلام
    جای خوبی نیستم. کاش شهرستان بودم.
    فکر کنم تا اولین مرخصی استحقاقی. شرمنده میکنی سر میزنی. انشاا.. جبران کنیم.

  57. مارس 30, 2009 در 12:35 ق.ظ

    عیدت مبارکه
    کجایی علی جان؟ هرجا هستی خوش باشی دادا
    —–
    عید تو هم مبارک هوشنگ خان.
    جای خوبی نیستم. شما جای ما هم خوش باش.

  58. bidaad گفت،

    آوریل 4, 2009 در 1:32 ب.ظ

    حاجی چند هفته پیش با برو بچ دسته جمعی اومدیم وبلاگت. دمت گرم ترکیدیم از خنده. اما اون موقع نشد کامنت بذارم.
    کارت درسته ها…

    قشون کشی می کنی؟
    یه وقتی وبلاگ بود. الان بوی نمک گندیده میده.
    به هر حال خوش اومدی.
    منم نمیام وبلاگت سر بزنم به هم در.
    دسته عالی جمع و جور :دی

  59. paeiiz bargrizan گفت،

    آوریل 28, 2009 در 11:19 ق.ظ

    ey baba to ham mese khodam tanbalil…
    —-
    آزی جون به این میگی تنبلی؟ این هفته 3 بار آپ کردم این لگنو!

  60. وحید(مهندس)! گفت،

    جولای 15, 2009 در 12:54 ب.ظ

    هی میگفت ما نسل سوخته ایم و هی بوی پشم سوخته به مشامم میخورد نگو که اون نسل سوخته ایها بلد نبودن طریقه مصرف واجبا ت رو!

  61. Aliv گفت،

    سپتامبر 30, 2009 در 2:05 ب.ظ

    به خاطر تشابه اسمی آمدم تو وبلاگت، ولی خوشم اومد، لذا کنگر خورده و لنگر را فرو همی خواهم انداخت، خوب مینویسی ، بازم سر میزنم

    ممنون، ولی زحمت نکش گلم. اینجا دیگه چیزی واسه نوشتن نداره.


فرستادن دیدگاه