و دیگر هیچ …

8 دیدگاه

  1. ايليا گفت،

    سپتامبر 3, 2009 در 1:41 ب.ظ

    هیچ تر از هیچ حتی !

  2. سپتامبر 6, 2009 در 10:01 ب.ظ

    یعنی چی اون وقت؟
    نکنه بری ها :(

    عمو جون ما جایی نداریم بریم.

  3. سپتامبر 7, 2009 در 3:28 ب.ظ

    این لوس بازی ها یعنی چی؟ بعد یه عمر اومدی آپ کردی و دیگر هیچ؟
    نداری بری هاااااا….! بی معرفت نشی هاااا
    —–
    دنیا به هیچ کی معرفت نشون نداده یاسر خان.

  4. رضا گفت،

    سپتامبر 15, 2009 در 9:06 ق.ظ

    با سلام چنانچه مایل به تبادل لینک هستید لینک ما را با عنوان طراحی وب سایت
    و آدرس http://www.tamweb.ir در سایتتان قرار دهید و به ما اطلاع دهید
    تا لینک شما را قرار دهیم.
    خوشحال میشیم وب لاگ شما را به بازدیدکنندگان وب سایتمون معرفی کنیم

  5. bahareman گفت،

    سپتامبر 24, 2009 در 7:49 ب.ظ

    علی جون سلام اقا…کجایی دوست جون دلم برات تنگ شده…با آرش با هم دست به یکی کردین که برین؟پاشو بیابابا جون داداچ ناراحت می شما…!

    سلام الی جون. دل به دل راه داره؟! حتما داره.
    از آرش هیچ خبری ندارم. ناراحتی نداره. هستم ولی فعلا زبان بستم.
    ممنون بابت احوال پرسی.

  6. masood hedayati گفت،

    سپتامبر 25, 2009 در 2:57 ب.ظ

    بچه بیا دیگه نیستی نگرانت شدیم
    —-
    خیلی ممنون از لطفت مسعود خان. ولی متاسفانه فعلا در دسترس نیستم.

  7. نوامبر 27, 2009 در 1:23 ب.ظ

    در دسترس باش دیگه!

  8. cherknevesht گفت،

    دسامبر 3, 2009 در 7:30 ب.ظ

    هستم. ولی واقعیتش وقت نمی کنم سر بزنم یاسر خان.


فرستادن دیدگاه